ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

77

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بصره را گرفته و تمام غلات را از خرمنها غارت كرده و بر محل « كسكر » در پيرامون بصره تسلط و قدرت يافتند و به راه زنى مشغول شدند . عجيف لشكر كشيد و در هر محلى از راه سواران سريع السير براى بريد ( پست ) مرتب نمود كه اخبار را از ميدان جنگ با سرعت در روز وقوع حادثه بمركز برسانند . عجيف لشكر كشيد تا نزديك واسط رسيد . در كنار رود بنام « بردودا » لشكر زد . آن رود و رودهاى ديگر را بست زيرا قوم زط از همان رودها كه سر در مىآورند و غافلگير مىكردند . ( تا كنون بقاياى آن قوم در محلى بنام « بطائح » زيست ميكنند و در درياچه خانه بر آب دارند و همه گاوميش دار و ظاهرا مسلمان و به عربى تكلم مىكنند و در تاريخ محل آنها پناهگاه رجال بزرگ حتى خليفه شده بود و بيشتر شيعيان به آنها پناه مىبردند زيرا محل آنها بسبب وجود درياچه صعب العبور است ) . عجيف تمام راهها را بر آنها بست و چون جنگ آغاز شد در يك حمله پانصد اسير از آنها گرفت كه همه را گردن زد و در نبرد هم سيصد تن كشت . تمام سرها را نزد معتصم فرستاد . رئيس قوم زط مردى بود بنام محمد بن عثمان . سالار او هم شخصى بنام سماق بود . عجيف مدت پانزده روز در آن محل اقامت كرد پس از آن ناگزير مدت هفت ماه در قبال آنها لشگر زد . بيان محاصره « طليطله » در آن سال عبد الرحمن بن حكم اموى امير اندلس سپاهى بفرماندهى امية بن حكم براى تسخير شهر طليطله فرستاد . اهالى شهر تمرد كرده بودند چون سپاه رسيد از هر طرف بمحاصره شهر كوشيد و تمام درختها را بريد و كشت‌زارها را پامال و نابود كرد . آنها تسليم نشدند و او ناگزير محاصره را ترك كرد و بازگشت . در قلعه « رباح » عدهء سپاه قرار داد . فرمانده آن عده ميسره معروف بفتى ابى ايوب بود